کاربرد مدرن لذت در ایران

l9780521727082«سیاست جنسی در ایران معاصر» نوشته‌ی‌ ژانت آفاری، چاپ انتشارات دانشگاه کمبریج، از روش‌های نوین تاریخ‌نگاری بهره‌گرفته و روایتی گیرا از دگرگونی‌های پدیده‌ جنس و جنسیت در سیاق سیاسی، فرهنگی و اجتماعی ایران سده‌ی‌ نوزدهم و بیستم میلادی به دست داده است.
بُن‌مایه‌ کتاب، انقلاب جنسی در ایران است که به شکلی از دوران جنبش مشروطیت آغاز شده، افت و خیز برداشته و سرانجام زیر سایه‌ی‌ جمهوری اسلامی و حجاب اجباری شدت گرفته است. این انقلاب جنسی و نیز انقلاب در مفهوم و کارکرد جنسیت (به دو معنای Gender و Sexuality) حاصل برخورد طولانی جامعه‌ ایران با امپراتوری عثمانی، روسیه و غرب، ظهور اصلاحات دموکراتیک و نیز ناسیونالیسم مدرن در این کشور بوده است.

 
تبارشناسی یا تاریخ انتقادی جنسیت در ایران
شیخ سعدی که همگان او را “آموزگار اخلاق” می‌شناسند، در باب پنجم گلستان خود آشکارا می‌نویسد: «در عنفوان جوانی، چنان که افتد و دانی، با شاهدی سر و سرّ داشتم».
امیر عنصر المعالی نیز در باب پانزدهم تعلیم‌نامه (یا قابوس‌نامه) خود، فرزندش گیلان‌شاه را اندرز می‌دهد که «از غلامان و زنان، میلِ خویش به یک جنس مدار تا از هر دو گونه بهره‌ور باشی» و «تابستان میل به غلامان و زمستان میل به زنان کن».
هم‌چنین، جلال الدین رومی که در مرتبت عرفانی وی کسی تردید روا نمی‌دارد، در مثنوی معنوی‌اش هیچ پروا از توصیف بی‌پرده‌ی‌ آمیزش جنسی یا کاربرد کلمات مربوط به بدن نمی‌ورزد.
اما آیا امروز هیچ آموزگار اخلاق، پدر یا عارفی الهی را می‌توان تصور کرد که به شیوه‌ی‌ سعدی، امیر عنصرالمعالی یا جلال الدین رومی در نوشتار و گفتار خود به روابط هم‌جنس‌گرایانه اعتراف کند یا چنین رابطه‌ای را توصیه نماید یا واژه‌های جنسی را بی شرم و آزرم به کار گیرد؟
روشن است که سعدی و عنصرالمعالی و رومی، مانند معلمان و پدران و عارفان امروزی، هر سه از اصول شریعت و اخلاق به خوبی آگاه بودند.
پرسشی دیگر: نظامِ واژگانی که امروزه برای اشاره به رابطه‌‌ی بدنی دو انسان یا اشاره به میل و خواهش و کام‌کاری شهوانی در زبان فارسی به کار می‌بریم با نظام واژگانی موجود تا یک‌صد سال پیش، تفاوتی بنیادی دارد.
جنس، جنسیت، رابطه‌ جنسی، دگرجنس‌گرایی، هم‌جنس‌گرایی و رشته‌ای دیگر از کلمات مربوط به این قلمرو، همه، در زبان فارسی تازه‌اند؛ در حالی که پیشنیان نیز به زبان فارسی به این مقوله می‌اندیشیده و در باره‌ آن سخن می‌گفته‌اند و از قضا دستگاه واژگانی بسیار غنی برای آن داشته‌اند. این انقلاب زبانی، آیا تنها حادثه‌ای در زمینه‌ زبان است یا به دگرگشتی سراسری در جهان ذهنی و عینی فرد و جامعه‌ ایرانی معاصر بازمی‌گردد؟
کتاب «سیاست جنسی در ایران مدرن» پاسخی است به این دو پرسش و بسی دیگر پرسش‌ها در باره ‌تحول پدیده‌‌ی جنسیت و لذت جنسی در ایران مدرن. واژه‌ «مدرن» در این‌جا به چیزی بیش از “معاصر‌” یا “امروز” اشاره دارد.
پدیده‌ی ‌جنسیت در ایران امروز با این پدیده در ایران قدیم تفاوت دارد، درست از این رو که ما «مدرن» شده‌ایم و تجدد، تغییری ریشه‌ای در درک و تجربه‌‌ی جنسیت در ایران پدیدآورده است. مهم‌ترین ویژگی کتاب را باید روش پژوهش آن دانست. ژانت آفاری که تاریخ‌نگار شناخته‌شده‌ایران دو سده‌ی ‌اخیر است، کوشیده تا تحولات نوین جنسیت را در ارتباط با استقرار نهادهای پزشکی، بهداشتی، حقوقی، دینی و سیاسی جدید در ایران بررسد.
وی در بخش نخست شرح می‌دهد که چگونه هم‌جنس‌بازی، چندهمسری، ازدواج موقت، جدایی مکانی زن و مرد و زیستن در خانواده‌ای بزرگ، در دوران پیش از مشروطیت امری رایج در ایران بوده و انکار و اعتراضی را برنمی‌انگیخته است. اما ظهور جنبش مشروطیت و نهادهای برآمده از آن، پرسش «عدالت اجتماعی» را طرح کرد و به تدریج قوانینی پایه‌گذاری شد که عرف و آداب جنسی در جامعه‌ ایران را دگرگون کرد.
هم‌چنین برای نمونه، آفاری توضیح می‌دهد چگونه بهداشت مدرن در ایران، توجیه دینی جدایی زن از مرد را کم‌رنگ نمود و درک مذهبی از مسأله‌ «طهارت و نجاست» را یک‌سره عوض کرد و تصور تازه‌ای از بدن زن پدید آورد که به او نقش اجتماعی تازه‌ای می‌بخشید. پیشرفت پزشکی در زمینه‌‌ی سهولت سقط جنین یا ترمیم پرده‌ بکارت به وضع قوانین تازه انجامید و در مناسبات و هویت جنسی و جنسیتی شهروندان اثری پایدار گذاشت.
هم‌چنین، پیدایش نهادهای جدید پلیس و قوه‌ قهریه، بدن، به ویژه بدن زنانه، را قلمرو نبرد فرهنگی و سیاسی می‌کند و حجاب را برای نخستین بار مسأله‌ی ‌مشکل‌ساز جامعه و دغدغه‌ دولت می‌گرداند.

 
تجدد و نظمِ نوین زندگی جنسی
شاید بسیاری کسان تصور کنند که تجدد، آزادی جنسی بیشتری را در پی می‌آورد و زندگی در عصر سنت، سراسر با محدودیت‌های شرعی و عرفی جنسی همراه بوده که دائره‌ی‌ لذت جنسی را بسیار تنگ می‌کرده است. ژانت آفاری استدلال می‌کند که چنین برداشتی خام و خلاف واقع است.
کتاب «سیاست جنسی در ایران مدرن» بازمی‌نماید که این سنت نبود که هنجار «دگرجنس‌گرایی» و «تک‌همسری» را در مقام یگانه هنجار مشروع و موجه رفتار جنسی تثبیت کرد، بلکه استقرار و برتری اخلاقی-حقوقی این هنجار، فراورده‌ی‌ دوران مدرن است.
به واقع، تجدد در ایران، سنت چندگانه، متکثر و آزادمنشانه‌ زندگی جنسی را از هم فرو‌پاشید و شکل واحدی را در صورت «ازدواج» و «دگرجنس‌گرایی» مشروعیت و رسمیت بخشید. برای نمونه، درست است که لواط (هم‌جنس‌گرایی مردان) و مساحقه (هم‌جنس‌گرایی زنان) در شریعت ممنوع و گناه قلمداد می‌شده، تا پیش از دوران مشروطیت یا به طور دقیق‌تر تا پیش از دوران سلطنت پهلوی، هم‌جنس‌بازی در میان طبقات گوناگون جامعه، در عمل، امری پذیرفتنی به شمار می‌رفته و از درباریان گرفته تا روحانیان و بازاریان، علاوه بر ارتباط جنسی با زنان، از هم‌خوابگی یا رابطه‌ نزدیک و صمیمی با پسران نابالغ خوب‌رو پرهیز نمی‌کرده‌اند.
آفاری با اشاره به سنت صوفیانه‌ی‌ ریشه‌دار در ایران، اشاره می‌کند که حتی عشق، به ضرورت، به معنای رابطه‌‌ عاطفی زن و مرد فهمیده نمی‌شده و هر گونه پیوند و تعلق عاطفی میان زن و زن، زن و مرد و مرد و مرد را دربرمی‌گرفته است. بدین‌سان، عشق و سکس میان دو هم‌جنس در دوران جدید است که صورت تابو یا ممنوع پیدا می‌کند و از “آداب عشق” قدیم، ارزش‌ها و هنجارهای آن می‌گسلد.
کتاب «سیاست جنسی در ایران مدرن» راوی گذار از «آداب عشق» قدیم به اقتصاد جنسی نوین در جمهوری اسلامی است.

Pages : 1 2