جنگ و صلح

Share

یادداشت فیس‌بوکی ۸)

بعد از بمباران شیمیایی حلبچه، از دست دادن جزیره‌ی فاو، ورشکستگی مالی و استراتژیک و در عین حال اصرار ایران به ادامه‌ی جنگ، رادیو و تلویزیون با لحن ملتمسانه‌ای از مردم می‌خواست برای رفتن به جبهه‌های جنگ داوطلب شوند. محمود، دائی شانزده‌ساله‌‌ی من پس از چند ماه رفتن به جبهه، شهید شده بود. حسین، پسرعموی هجده‌ساله‌ام، که در گروه تخریب (خنثاکردن مین) بود، روی مین رفته و بدن‌ تمام جزغاله‌اش را به خاک سپرده بودیم.
فکر کنم اردیبهشت سال ۶۷ بود. هنوز پانزده سال‌ام تمام نشد بود. یک روز بعد از ناهار که پای رادیو نشسته بودیم، از حرف‌های رادیو درباره جنگ و التماس از مردم برای رفتن به جبهه گریه‌ام گرفت و به پدر و مادرم گفتم من می‌روم جبهه. طبعاَ اول مخالفت کردند. روز بعد رفتم بسیج ثبت نام کردم. خیلی زود ما را فرستادند برای آموزش، در پادگان لشکر ۲۱ حمزه تهران. بعد از چهل و پنج روز آموزش، ما را به جبهه غرب سومار فرستادند؛ که البته از جنگ خبری نبود. در همان‌جا از رادیویی که با بلندگو در محوطه پخش می‌شد خبر قبول قطعنامه ۵۹۸ را شنیدم. در این مدت کوتاه، از جنگیدن خبری نبود، اما در آموزش و همین‌طور در جبهه سومار چند حادثه اتفاق افتاد، از دست دادن پا، غرق شدن در آب و تیر خوردن‌های اشتباهی. فضای عجیبی بود.
جنگ را پیشتر در قم و با مردم عادی احساس کرده بودم، در بمباران‌ها و موشک‌باران‌هایی که فکر کنم در دو سال آخر جنگ بود که امان و امنیت از همه گرفته بود؛ شیشه‌هایی که هر روز می‌شکست، دیوارهایی که ترک‌های بزرگ برمی‌داشت، تاریکی خانه‌ها در شب و خلوتی خیابان در روز.
صلح‌طلبی به معنای نفی مطلق جنگ، شکل پنهان یا ناخواسته‌ی جنگ‌طلبی است. آینشتاین می‌گفت من صلح‌طلبی مصمم هستم، نه صلح‌طلبی مطلق؛ یعنی من با کاربرد زور تحت هر شرایطی مخالف‌ام، به جز وقتی است که با دشمنی روبه رویم که هدف آشکارش نابود کردن زندگی است.»
بسیاری از کسانی که به قصد دفاع از حریم خاک میهن خود، طی هشت سال جنگ ایران و عراق، می‌جنگیدند، انسان‌های والایی بودند که در عین نفرت از جنگ به واقعیتِ ضرورت آن تن داده بودند.
با این همه، پوشاندن زشتی جنگ با تقدیس ویرانه‌ها و جان‌باخته‌هایش، تقدیس خودِ جنگ است. آن‌چه در تبلیغات حکومتی، فرهنگ شهادت نامیده می‌شود، انسان‌ستیز، جنگ‌طلبانه و طبعاً مخالف منافع ملی است. غم‌انگیزتر از این تبلیغات، اثرپذیری برخی از مخالفان حکومت از این تبلیغات است؛ مخصوصاً نسلی که هیچ تصور روشنی از آن روزگار تلخ ندارد.
شهادت و انتظار، دو مقوله‌ی ایدئولوژیک بنیادی در تفکر حاکم بر جمهوری اسلامی است. هر دو مقوله با فرهنگ دموکراتیک و زندگی‌دوستانه بیگانه‌اند.