از اجتهاد به نقد عقل اسلامی: ارکون

Share

 

متن کامل کتاب را دانلود کنید.

 

 

پیش‌گفتار مترجم بر چاپ دوم
بخش اصلی کتابی که پیش رو دارید، بار نخست سال ۱۳۷۹ در تهران با عنوان «نقد عقل اسلامی» به چاپ رسید، ولی ناشر به رغم اخذ مجوز، پس از چاپ از بیم برخورد حکومت آن را توزیع نکرد. در این چاپ، جز به ندرت، دستی در متن نبردم؛ با آن‌که طبعاً هم فهم من از ارکون بعد از پانزده سال دگرگون شده هم سلیقه‌ زبانی‌ام. چند مقاله و مصاحبه را که پیش از این کتاب، در مجله‌ کیان یا در سال‌های اخیر در وب‌سایت بی.بی.سی نشر یافته بود، به کتاب افزوده‌ام.
خواندن آثار محمد ارکون شکیبایی بسیار می‌طلبد، چون روان و خوش‌خوان نیستند. او در اصل به زبان فرانسه و برای مخاطبانی خاص می‌نوشت که با مجموعه‌ای از تحولات علمی در رشته‌های گوناگون علوم زبانی، اجتماعی و تاریخی آشنایند. بخش عظیمی از این ایده‌ها و مفاهیم هنوز در زبان‌های اسلامی از جمله فارسی بیگانه‌اند. مهم‌ترین کتاب‌های ارکون هنوز به فارسی ترجمه نشده‌اند، از جمله نقد عقل اسلامی و خوانش قرآن.
آن‌چه برای پژوهش‌گر مطالعات اسلامی، خواندن آثار ارکون را ناگزیر می‌کند، درهایی است که به روی چگونگی امکان کاربرد روش‌های علوم زبانی، اجتماعی و تاریخی در پژوهش قرآن، حدیث و تاریخ اسلام می‌گشاید. ارکون اندیشمندی است که بیش‌ از اندیشه‌هایش، روش اندیشیدن‌اش اهمیت دارد. پاره‌ای از اندیشه‌هایی که او در آثارش آورده، شاید دیگر کهنه به نظر آیند، ولی راه‌نمایی‌ها و راه‌گشایی‌های روش‌شناختی‌‌اش، هنوز تازه و جدل‌برانگیزند.
Arkoun_Coverارکون اندیشمندی نامتعارف بود؛ نه در درون مکتبی خاص می‌اندیشید، نه مکتبی خاص بنا نهاد. ذهن ناآرام و سنجش‌گرش او را تنها کرده بود. با وجود رویکرد نقادانه‌اش به قرآن و سنت اسلامی، از ترجمه‌ آثارش به عربی و زبان‌های دیگر اسلامی استقبال می‌کرد. بسیاری از آن‌چه او نوشت، برای عموم قابل فهم نیست، وگرنه شیوخ مذهبی او را به سادگی بارها تکفیر می‌کردند. با این همه، وقتی رشا کامل التونسی از او پرسید آیا فکر می‌کند پژوهش‌هایش درباره‌ اندیشه‌ اسلامی و فرهنگ عربی به پاره‌ای از اهداف مورد نظرش دست یافته یا نه گفت: «هنوز پژوهش‌ها و آراء بسیاری دارم که تاکنون بیان نکرده‌ام؛ به دلیل سانسور که گاهی هم خودسانسوری است. همچنین به دلیل آن‌که نمی‌خواهم ارتباط‌ام با کشورهای عربی و اسلامی قطع شود. من در مقام استاد و پژوهش‌گر، دوست دارم پرسش‌هایی را طرح کنم، ولی بدون حفظ ارتباط با دیگران نمی‌توان این کار را انجام داد و به پیشنهادهایی برای پاسخ به آن‌ها اندیشید. به همین دلیل با آن‌که در مقام استاد دانشگاه سوربن از آزادی مطلق برخوردارم، مجبورم محدودیتی بر خودم تحمیل کنم تا احساسات کسانی را که هنوز آمادگی فهم و درک پاره‌ای مشکلات قابل طرح را ندارند، جریحه‌دار نکنم.» این خویشتن‌داری و پرده‌پوشی که در میان اغلب پژوهش‌گران پیشرو مطالعات اسلامی رایج و معمولی است، گاه او را وامی‌داشت به پیچیده‌نویسی پناه ‌ببرد.
در کتاب از اجتهاد به نقد عقل اسلامی، ارکون می‌کوشد به طور موردی دیدگاه‌ها و روش‌های خود را در تحلیل آیات مربوط به ارث و وصیّت به کار برد. گرچه کوتاه و دامن ‌درچیده، همین بحث گواه است که تا چه اندازه رویکرد ارکون به متن و تاریخ اسلامی، ریشه‌ای است.
اُنسی بیست ساله با آثار ارکون و دوستی چند ساله تا زمان مرگ‌‌اش، انگیزه‌ای نیرومند برای کار کردن من بر روی آثار اصلی او در آینده است. امیدوارم به زودی بخت نشر ترجمه‌ آثار به فارسی درنیامده‌ او را بیابم. از آموزشکده توانا و گردانندگان مدیر و روشن‌اندیش‌ آن برای پدیدآوردن امکان دوباره‌ نشر این کتاب سپاس‌گزارم.

شریعت، حکومت اسلامی و حقوق بشر

Share

ظهور گروهی مسلح به نام «دولت اسلامی» در عراق و سوریه، بار دیگر پرسش سازگاری اسلام و حقوق بشر را پررنگ کرد. از آغاز سده‌ی بیستم، جریان‌های اسلامی بسیاری در مصر٬ پاکستان٬ ایران و دیگر کشورها خواهان تشکیل حکومت اسلامی‌اند. یکی از مهم‌ترین ارکان اسلامی بودن حکومت آن است که «شریعت» را اجرا کند. اجرای شریعت از سوی دولت، ایده‌ی جدیدی است و در سنت اسلامی سابقه ندارد. خلیفه یا حاکم در عهد قدیم، خلیفه یا حاکم اسلامی بود، بیشتر از آن جهت که حافظ امنیت سرزمین‌های اسلامی یا «دارالاسلام» به شمار می‌رفت.

 

 ابن رشد، فیلسوف اسلامیِ مدافع سازگاری شریعت و فلسفه در محکمه‌ی خلیفه منصور

ابن رشد، فیلسوف اسلامیِ مدافع سازگاری شریعت و فلسفه در محکمه‌ی خلیفه منصور

اما مسئله‌ی «اجرای شریعت» فقط به «حکومت‌های اسلامی» مانند جمهوری اسلامی، طالبان و داعش محدود نمی‌شود. شریعت در عربستان سعودی که ظاهراً «حکومت دینی» ندارد، نیز اجرا می‌شود. در قانون‌های اساسی بیشتر کشورهای اسلامی بخش‌های مهمی از شریعت به ویژه در خصوص احوال شخصیه و آزادی‌های فردی و اجتماعی گنجانده شده است. به سخن دیگر، مسئله‌ی شریعت، بحرانی فراگیر برای مسلمانان جهان است.

اکنون نام «اجرای شریعت» و «حکومت اسلامی» با نقض گسترده‌ی حقوق بشر پیوند خورده است. آیا راهی برای آشتی دادن حقوق بشر و اسلام وجود دارد؟ آیا می‌توان شریعت یا نظام فقهی را با حقوق بشر سازگار کرد؟ آیا می‌توان حکومت اسلامی داشت، ولی حقوق بشر را نیز پاس داشت؟ آیا می‌توان مسلمان بود، ولی شریعت را نپذیرفت؟
طی دو ماه فوریه و مارس سال ۲۰۱۵، در هشت گفتار کوشیدم، به طور ساده و کوتاه، رابطه میان شریعت، حکومت اسلامی و حقوق بشر را شرح دهم، از تاریخ مفاهیم مربوط به آن بگویم و سرانجام راه‌هایی را که مسلمانان برای مشروعیت بخشیدن به حقوق بشر می‌توانند جست‌وجو کنند، به بحث بگذارم. این گفتارها رویکردی فلسفی، تاریخی، معرفت‌شناختی و جامعه‌شناختی را در طرح مباحث پیش می‌گیرند.
فایل ویدئویی این هشت گفتار در یوتیوپ در دسترس است.

 

 

 

 

 

 

 

 

گزیده‌ی منابع

 

۱٫ محمود شهابی، تقریرات اصول، به اهتمام عباس فرید، تهران، ۱۳۲۱

۲٫ محمود شهابی، ادوار فقه، تهران، انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۷۵

۳٫ ویلفرد مادلونگ، جانشینی حضرت محمد: پژوهشی در خلافت نخستین، ترجمه احمد نمایی، محمدجواد مهدوی، دکتر حیدررضا ضابط، مشهد، بنیاد پژوهش‌های اسلامی، آستان قدس رضوی، ۱۳۹۰

۴٫ ویلفرد مادلونگ، مکتب‌ها و فرقه‌های اسلامى در سده‌هاى میانه‌، ترجمه‌ جواد قاسمى‌. مشهد: آستان‌ قدس‌ رضوى‌، بنیاد پژوهش‌ هاى اسلامى‌، ۱۳۷۵

۵٫ محمدرضا مظفر، تحریر اصول الفقه، ابوالقاسم گرجی (مقدمه)، علیرضا امینی (تهیه کننده)، محمدرضا آیتی (تهیه کننده)، تهران، سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاهها (سمت)

۶٫ ابوالقاسم‌ گرجی، ادوار اصول فقه، تهران، نشر میزان، ۱۳۸۵

۷٫ عباس اقبال آشتیانی، خاندان نوبختی، تهران، انتشارات طهوری

۸٫ رسول جعفریان، تاریخ تشیع در ایران از آغاز تا طلوع دولت صفوی، تهران، انتشارات علم

۹٫ مهدی فرهانی منفرد، مهاجرت علمای شیعه از جبل عامل به ایران در عصر صفوی، تهران، امیر کبیر

۱۰٫ حامد الگار، دین و دولت در عصر قاجار، تهران، انتشارات اساطیر
۱۱٫ ابوالقاسم‌ گرجی، تاریج فقه و فقها، تهران، سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه ها (سمت)، ۱۳۸۷

۱۲٫ کامل مصطفی الشیبی، تشیع و تصوف، ترجمه علیرضا ذکاوتی قراگزلو، تهران، امیرکبیر، ۱۳۷۴

۱۳٫ محمد کاظم رحمتی، شهید ثانی و نقش وی در تحولات دینی عصر نخست صفویه، تهران، بصیرت، ۱۳۹۳

۱۴٫ رسول جعفریان، سیاست و فرهنگ روزگار صفوی، تهران، علم، ۱۳۸۷

۱۵٫ رسول جعفریان، نقش خاندان کرکی در تأسیس و تداوم دولت صفوی، تهران، نشر علم، ۱۳۸۶

۱۶٫ رسول جعفریان، صفویه در عرصه دین، فرهنگ و سیاست (مجموعه ۳ جلدی)، قم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، ۱۳۷۹

۱۷٫ محمدحسین منظورالاجداد، مرجعیت در عرصه اجتماع و سیاست، تهران، شیرازه، ۱۳۷۹

۱۸٫ عبدالهادی حائری، تشییع ومشروطیت درایران، تهران: امیرکبیر، ۱۳۶۴٫

۱۹٫ محمّدحسین نائینی، تنبیهالامه و تنزیهالمله، به اهتمام سید محمود طالقانی، تهران، شرکت سهامی انتشار، ۱۳۷۸،

۲۰٫ محمّد ترکمان، رسائل، اعلامیه ها، مکتوبات و روزنامه شیخ فضل ا للّه نوری، تهران، رسا، ۱۳۶۲

۲۱٫ یاددنامه شیخ طوسی، به کوشش محمد واعظ زاده خراسانی، مشهد، دانشکده الاهیات و ععارف اسلامی، ۱۳۴۸

۲۲٫ رسول جعفریان، صفویه از ظهور تا زوال، تهران، مؤسسه فرهنگی دانش و اندیشه معاصر، ۱۳۷۸

۲۳٫ علی دوانی، مفاخر اسلام، انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ ۱۳۸۶
۲۴٫ علی دوانی، آقا محمد باقر بن محمد اکمل اصفهانی معروف به وحید بهبهانی، تهران، امیرکبیر، تهران، ۱۳۶۱

In English

 Law and Tradition in Classical Islamic Thought: Studies in Honor of Professor Hossein Modarressi, edited by Michael Cook, Najma Haider, Intisar Rabb, Asma Sayeed, Palgrave Macmillan, (New York, 2013)

 Hossein Modarressi, Crisis and Consolidation in the Formative Period of Shi’Ite Islam: Abu Ja’Far Ibn Qiba Al-Razi and His Contribution to Imamite Shi’Ite Thought, (Princeton, Darwin Press, 1993)

 Hossein Modarressi, An introduction to Shi’i law; A bibliographical Study, (London, Ithaca Press, 1984)

 Wael B. Hallaq , A History of Islamic Legal Theories: An Introduction to Sunni Usul al-fiqh, Cambridge University Press (Cambridge, 1999)

 Robert M. Gleave, Scripturalist Islam: The History and Doctrines of the Akhbari Shi’i School, Brill (Leiden, 2007)

 Robert M. Gleave, Inevitable doubt: Two Theories of Shi’i Jurisprudence (Leiden, , Brillو ۲۰۰۰)
 Rula Jurdi Abisaab, Converting Persia: Religion and Power in the Safavid Empire (London, I. B. Taurisو ۲۰۱۵)

 Rudi Matthee, The Pursuit of Pleasure: Drugs and Stimulants in Iranian History, 1500-1900, Mage (Bethesda, 2005)

 Heinz Halm, Shi’a Islam: From Religion to Revolution, Markus Wiener Pub; Second Printing edition (Princeton, 1996)

 Wilferd Madelung ,The Succession to Muhammad: A Study of the Early Caliphate, Cambridge University Press (Cambrige, 1998)

 Wilferd Madelungو Religious Trends in Early Islamic Iran (Columbia Lectures on Iranian Studies) State Univ of New York (New York, 1988)

 Mohammad Ali Amir-Moezzi, The Spirituality of Shi’i Islam: Belief and Practices, London, I. B. Tauris In Association With The Institute Of Ismaili Studies (2011)

 Revelation and Falsification, The Kitāb al-qirā’āt of Aḥmad b. Muḥammad al-Sayyārī, Critical Edition with an Introduction and Notes by Etan Kohlberg and Mohammad Ali Amir-Moezzi, Brill (Leiden, 2009)

 The Twelver Shia in Modern Times, Religious Culture & Political History, Edited by Rainer Brunner and Werner Ende, Brill, (Leiden, 2000)

 Jonathan P. Berkey, The Formation of Islam: Religion and Society in the Near East, 600-1800 (Themes in Islamic History), Cambridge University Press (Cambridge, 2002)

 Rémi Brague, The Law of God: The Philosophical History of an Idea, University Of Chicago Press (Chicago, 2007)

 Patricia Crone, God’s Rule – Government and Islam: Six Centuries of Medieval Islamic Political Thought, Columbia University Press (New York, 2005)

 Patricia Crone, Roman, Provincial and Islamic Law: The Origins of the Islamic Patronate (Cambridge Studies in Islamic Civilization). Cambridge University Press (Cambridge, 2002)

 Patricia Crone, God’s Caliph: Religious Authority in the First Centuries of Islam (University of Cambridge Oriental Publications), Cambridge University Press; Reprint edition (Cambridge, 2003)

 Roy Mottahedeh, Loyalty and Leadership in An Early Islamic Society, I. B. Tauris; Revised edition (London, 2001)

 Abdelmajid Sharfi, Islam: Between Divine Message And History, Central European University Press (Budapest, 2005)

 Aziz Al-Azmeh, The Emergence of Islam in Late Antiquity: Allah and His People, Cambridge University Press (Cambridge, 2014)

 Linda S. Walbridge, The Most Learned of the Shi`a: The Institution of the Marja` Taqlid, Oxford University Press (Oxford, 2001)

 Meir Litvak, Shi’i Scholars of Nineteenth-Century Iraq: The ‘Ulama’ of Najaf and Karbala, Cambridge University Press (Cambridge, 2002)

 Amirhassan Boozari, Shi’i Jurisprudence and Constitution, Revolution in Iran, Palgrave Macmillan, (New York, 2011)

 Ahmad Moussavi Kazemi, Religious Authority in Shi’ite Islam; From the Office of Mufti to the institution of Marja, (Malaysia, International Institute of Islamic Thought, 1996)

 L. Clarke (Editor, Translator), Shiite Heritage, (Texas, Eagle’s Nest Publications, 2001)

 Orkhan Mir-Kasimov, Words of Power: Hurufi Teachings between Shi’ism and Sufism in Medieval Islam, (London, I. B. Tauris In Association With The Institute Of Ismaili Studies, 2015)

 Nehemia Levtzion (Author), John Obert Voll (Editor), Eighteenth-Century Renewal and Reform in Islam, (Syracuse, Syracuse University Press, 1987)

 Andrew Newman, Twelver Shiism: Unity and Diversity in the Life of Islam, 632 to 1722 (Edinburgh: Edinburgh University Press, 2013)

 Martin J McDermott , The theology of al-Shaikh al-Mufid (d. 413/1022), (Beyrouth, Librairie orientale, 1978)

 Approaches to the Qur’an, ed. G. R. Hawting, (London, Routledge, 2005)

 Religion and Society in Qajar Iran, ed. Robert Gleave, (London & New-York, Routledge, 2009)

 Religion and Politics in Iran. Shi‘ism from Quietism to Revolution, ed. N.R. Keddie, (New Haven, Yale University Press, 1984)

جنگ و صلح

Share

یادداشت فیس‌بوکی ۸)

بعد از بمباران شیمیایی حلبچه، از دست دادن جزیره‌ی فاو، ورشکستگی مالی و استراتژیک و در عین حال اصرار ایران به ادامه‌ی جنگ، رادیو و تلویزیون با لحن ملتمسانه‌ای از مردم می‌خواست برای رفتن به جبهه‌های جنگ داوطلب شوند. محمود، دائی شانزده‌ساله‌‌ی من پس از چند ماه رفتن به جبهه، شهید شده بود. حسین، پسرعموی هجده‌ساله‌ام، که در گروه تخریب (خنثاکردن مین) بود، روی مین رفته و بدن‌ تمام جزغاله‌اش را به خاک سپرده بودیم.
فکر کنم اردیبهشت سال ۶۷ بود. هنوز پانزده سال‌ام تمام نشد بود. یک روز بعد از ناهار که پای رادیو نشسته بودیم، از حرف‌های رادیو درباره جنگ و التماس از مردم برای رفتن به جبهه گریه‌ام گرفت و به پدر و مادرم گفتم من می‌روم جبهه. طبعاَ اول مخالفت کردند. روز بعد رفتم بسیج ثبت نام کردم. خیلی زود ما را فرستادند برای آموزش، در پادگان لشکر ۲۱ حمزه تهران. بعد از چهل و پنج روز آموزش، ما را به جبهه غرب سومار فرستادند؛ که البته از جنگ خبری نبود. در همان‌جا از رادیویی که با بلندگو در محوطه پخش می‌شد خبر قبول قطعنامه ۵۹۸ را شنیدم. در این مدت کوتاه، از جنگیدن خبری نبود، اما در آموزش و همین‌طور در جبهه سومار چند حادثه اتفاق افتاد، از دست دادن پا، غرق شدن در آب و تیر خوردن‌های اشتباهی. فضای عجیبی بود.
جنگ را پیشتر در قم و با مردم عادی احساس کرده بودم، در بمباران‌ها و موشک‌باران‌هایی که فکر کنم در دو سال آخر جنگ بود که امان و امنیت از همه گرفته بود؛ شیشه‌هایی که هر روز می‌شکست، دیوارهایی که ترک‌های بزرگ برمی‌داشت، تاریکی خانه‌ها در شب و خلوتی خیابان در روز.
صلح‌طلبی به معنای نفی مطلق جنگ، شکل پنهان یا ناخواسته‌ی جنگ‌طلبی است. آینشتاین می‌گفت من صلح‌طلبی مصمم هستم، نه صلح‌طلبی مطلق؛ یعنی من با کاربرد زور تحت هر شرایطی مخالف‌ام، به جز وقتی است که با دشمنی روبه رویم که هدف آشکارش نابود کردن زندگی است.»
بسیاری از کسانی که به قصد دفاع از حریم خاک میهن خود، طی هشت سال جنگ ایران و عراق، می‌جنگیدند، انسان‌های والایی بودند که در عین نفرت از جنگ به واقعیتِ ضرورت آن تن داده بودند.
با این همه، پوشاندن زشتی جنگ با تقدیس ویرانه‌ها و جان‌باخته‌هایش، تقدیس خودِ جنگ است. آن‌چه در تبلیغات حکومتی، فرهنگ شهادت نامیده می‌شود، انسان‌ستیز، جنگ‌طلبانه و طبعاً مخالف منافع ملی است. غم‌انگیزتر از این تبلیغات، اثرپذیری برخی از مخالفان حکومت از این تبلیغات است؛ مخصوصاً نسلی که هیچ تصور روشنی از آن روزگار تلخ ندارد.
شهادت و انتظار، دو مقوله‌ی ایدئولوژیک بنیادی در تفکر حاکم بر جمهوری اسلامی است. هر دو مقوله با فرهنگ دموکراتیک و زندگی‌دوستانه بیگانه‌اند.

 

یادداشت فیس‌بوکی ۷) نقد فلسفی اسلام‌گرایی

Share

۱۶ ژوئن ۲۰۱۵
مترو نقص فنی داشت و یک ساعتی در قطار معطل شدم، ولی خوش‌بختانه کمی پیاده در آفتاب و کمی هم با تاکسی، سرانجام توانستم به نیم ساعت پایانی جلسه‌ی آنلاین رونمایی کتاب، در مؤسسه توانا برسم: «سنجش فلسفی اسلام‌گرایی» نوشته‌ی عادل ضاهر و ترجمه‌ی یاسر میردامادی.
پیش از من مترجم شرحی داده بود از ایده‌های اصلی کتاب، که متأسفانه من از دست دادم، ولی کتاب را به ترجمه‌ی ایشان پیشتر خوانده‌ بودم؛ همین‌طور دو اثر دیگر مهم ضاهر را: «مبانی فلسفی سکولاریسم» (الاُسُسُ الفلسفیه للعَلمانیه، بیروت، دارالساقی، الطبعه الثانیه، ۱۹۹۸ ) و «تقدّم عقل؛ نقد برنهاده‌های اسلام سیاسی» (اَولیّه العقل؛ نقد اُطروحاتِ الاسلام السیاسی، بیروت، دارامواج، ۲۰۰۱)
چند دقیقه‌ای که فرصت بود درباره‌ی کتاب دو نکته را گفتم:
16153300نخست:
عادل ضاهر از اندیشمندان جریان‌ساز معاصر عربی نیست، ولی آثار او پراهمیت‌اند. این فیلسوف تحلیلی لبنانی با رویکردِ فلسفه‌ی تحلیلی کوشیده مدعیاتِ اصلی اسلام‌گرایان را نقد کند: متون دینی (نقل) بر عقل مُقدّم هستند، دین اسلام، دولت اسلامی نیز هست، انسان نمی‌تواند بدون هدایت الاهی امور دنیای خود را سامان دهد، جایی که متنی دینی (نصّ) وجود دارد، اجتهاد نمی‌توان کرد و سرانجام این‌که دولت اسلامی با دموکراسی می‌تواند سازگار باشد؛ ضاهر در آثار خود، از جمله در کتاب ترجمه‌شده، بر نامعقول بودن و خشونت‌زایی این ادعاها استدلال می‌کند.
در جهان عرب، نقد این ایده‌ها، با اوج‌گیری بحران سیاسی، از اواخر سده‌ی نوزدهم، به ویژه با محمد عبده و سپس با علی عبدالرازق آغاز شد و تا امروز نیز به شیوه‌های گوناگون ادامه دارد. با این‌همه، روش ضاهر در نقد گزاره‌های بنیادی اسلام‌گرایی بسیار مهم، روشن‌گر و سودمند است. اگر کسی کتاب «شگردها، امکان‌ها و محدودیت‌های بحث با بنیادگرایان؛ درآمدی بر روشن‌گری» (نوشته‌ی هوبرت شلایشرت، ترجمه‌ی محمدرضا نیکفر، تهران، طرح نو، ۱۳۸۱) را خوانده باشد، با چنین رویکردی در نقد بنیادگرایی دینی آشناست.

awaliyat-adelدوم:

از مهم‌ترین ایرادها به نقد دولت اسلامی یا طرح اسلام‌گرایان برای حکومت آن است سکولارها در ویران‌کردن مبانی فکری بنیادگرایی موفق‌اند، ولی بدیل کارآمد و روشنی در برابر آن به دست نمی‌دهند. به عبارت دیگر، اندیشه‌ی سکولار در جهان عرب (و به طور کلی جهان اسلام) تنها سویه‌ای سلبی یافته و فاقد جنبه‌ای اثباتی است. به این معنا درست است که اسلام‌گرایی از لحاظ نظری در بحران به سر می‌برد، ولی سکولاریسم، در کشورهای اسلامی، نیز در موقعیتِ بحران قرار دارد. همین بحران موجب شده که اسلام‌گرایی، رغم مشروعیت فکری هم‌چنان در گستره‌ی سیاسی و اجتماعی حضوری نیرومند و بی‌رقیب داشته باشد.
طبعاً فرصت شرح چندان نبود.
ترجمه‌ی کتاب، استادانه، روشن و دقیق است. مترجم فاضل، با افزودن پیش‌گفتار و پانوشت‌های خود، در شناخت و فهم اندیشه‌ی عادل ضاهر، کمک فراوانی به خواننده‌ی فارسی‌زبان کرده است.

یادداشت‌های فیس‌بوکی ۶) روح و روحانیت، اسلام و مسیحیت

Share

۱۴ ژوئن ۲۰۱۵

ورود تجدّد به ایران، سوء فهم‌های بسیاری را در زمینه‌ی دین برانگیخت. به تقلید غربیان (یا تحت تأثیرِ سوء فهم برخی از آنان) درباره‌ی اسلام طوری سخن گفتیم که مسیحیان اروپایی درباره‌ی مسیحیت.
یکی از این سوء فهم‌ها را با نوشتن مفهومِ «روح» در دو دین مسیحیت و اسلام می‌توان نشان داد. با ورود تجدّد بود که ما علمای دینی را «روحانی» خطاب کردیم و طبقه‌ای به نام «روحانیت» را موضوع بحث و پژوهش و جدال سیاسی کردیم.
«روح» (Spirit) در اسلام، تاریخ و تبار معنایی از بُن متفاوتی با «روح» در مسیحیّت دارد. اسلام (حتا در شاخه‌های عرفانی و صوفیانه‌اش)، به معنای دقیق کلمه، دینی روحانی (Spiritual) نیست (ما در فارسی اغلب این واژه را به «معنوی» برمی‌گردانیم، که درست گویای تمایز و تفاوت معنایی آن با واژه اسپریتوال در فرنگی است.)
topicدر مسیحیّت، یکی از اقنوم‌های سه‌گانه، «روح القدس» نام دارد که خدا و حقیقت است. مریم از «روح القدس» باردار شده و عیسی، زندگی این‌جهانی‌اش را وام‌دار
اوست. به هنگام تعمید عیسی، روح القدس چون کبوتری کنار او حاضر شده است. عیسی در گفتار وداع، پس از شام آخر، به حواریان‌اش وعده داد که بعد از رفتن او، روح القدس نزد آنان خواهد آمد. از سوی دیگر، مسیح، اقنوم دیگر، «تجسّد الاهی» است. همان‌گونه که مفهوم «تجسّد» در دریافت اسلامی از خداوند غایب است، مفهوم «روح» نیز در آن جایی ندارد.
در نامه‌ی پولس به مسیحیان روم و نیز مسیحیان قرنتس، از تقابل میان «لفظ» («حرف») و «روح» یاد شده است. پولس درباره‌ی رستگاری انسان می‌گوید میثاق قدیم، یعنی میثاق موسی، بر روی سنگ حکّ شده و از این رو، محدود و مؤقت و «بوی هراس‌انگیز محکومیت و مرگ» بود، ولی میثاق جدید، میثاق مسیح، نامه‌ای است که نه با قلم و جوهر و بر الواح سنگی، بل‌که با روح خدای زنده نوشته‌ شده است. خطاب به مسیحیان می‌گوید «شما روحانی نیستید، جسمانی هستید و هنوز در مسیح نبالیده‌اید.»
تقابل میان «لفظ» و «روح»، تقابل میان رژیم قانون و بشارت است؛ میان شریعت (عمل صالح) و ایمان. اگر در یهودیت، رستگاری از راه عمل صالح بود، در مسیحیت رستگاری از راه ایمان (Justification by faith) است.
شریعت موسی، «لفظ» بود و چون هیچ‌کس نمی‌توانست همه‌ی احکام شریعت را اجرا کند، مؤمنان به مرگ و مجازات ابدی محکوم بودند، ولی «روح»، رهایی از اسارت شریعت است و رستگاری با لطف الاهی و از راه ایمان: «لفظ تو را می‌کشد، ولی روح زنده‌ات می‌دارد».
در الاهیات مسیحی، کلیسا زوجه‌ی مسیح است. پاپ، کاردینال، اسقف یا کشیش معادل «عالم دینی» اسلامی یا مفتی و آیت الله نیستند؛ بل‌که در مراتب وجودی و معنوی، در «روح القدس» بالیده‌اند. «کلیسا» معادل مسجد نیست؛ زوجه‌ی مسیح است و نیز جسم مؤمنان که جامعِ همه‌ی مسیحیان است (کتاب Ekklesiastes را به فارسی «جامعه» می‌خوانیم). رابطه‌ی مسیح و کلیسا/مؤمنان، رابطه‌ی زوج و زوجه، عشق، است؛ عشق متقابل میان مسیح و کلیسا، طرح جاودانه‌ی الاهی برای رستگاری انسان است.
البته به این معنا، در اسلام، روحانیّت وجود ندارد، چون روح بدان معنا جایی ندارد. (اشتباه امثال علی شریعتی این بود که وجودِ روحانیت به مثابه‌ی طبقه‌ای اجتماعی را نفی می‌کردند.)
تقابل لفظ و روح بعدها به ساحت تأویل راه پیدا می‌کند. معنای تحت اللفظی متن، معنای جسمانی، مادی و دنیوی آن است، و معنای اصیل و آن‌جهانی متن، معنای روحانی‌اش. در عرفان اسلامی میان ظاهر و باطن و معنای ظاهری و معنای باطنی تمایز نهاده می‌شود. باطن، از بطن، شکم، می‌آید و استعاره‌ای است از درون. ولی «روح» کجا و «بطن» کجا.
روح، در سنتِ فکری اروپا به سفر خود تا عصر جدید ادامه می‌دهد. از «پدیدارشناسی روح» هگل تا بسیاری از متن‌های ادبی و آثاری هنری، بدون آگاهی از تاریخِ «روح»، به درستی درک نمی‌شوند.
رساله‌های دانشگاهی بسیاری می‌توان نوشت درباره‌ی تاریخ ایده یا مفهوم روح در فرهنگ ایرانی پیشااسلامی و پسااسلامی.
این نوع تاریخ‌نگاری‌ برای روشن‌گری مفهومی اهمیت و اولویت دارد و می‌تواند ما را در طرح درست پرسش‌ها یا دقیق‌تر کردن آن‌ها یاری کند. نتایج تاریخ‌نگاری این مفهوم در بحث سکولاریسم و نیز نهاد روحانیت سخت به کار می‌آید.
با شناختِ تمایزها می‌توان به ساختن دستگاهِ مفهومی مستقلی در علوم اجتماعی برای کاوش رابطه‌ی دین و دنیا در اسلام و نیز تحلیل پدیده‌ی روحانیت در تاریخ اسلام نزدیک‌تر شد.