سیزده آبان و سیاست خارجی مخالفان دولت
این مقاله نخست در سایت فارسی بی بی سی چاپ شده است.
سیزده آبان فرصتی تازه در اختیار مخالفان دولت جمهوری اسلامی میگذارد تا اعتراضهای خود را به نتیجه انتخابات دهم ریاست جمهوری و اعلام پیروزی محمود احمدینژاد ادامه دهند. همچون روز قدس که برخی از شعارها سیاست خارجی جمهوری اسلامی را آماج میگرفت، رهبران حکومت از جمله آیت الله خامنهای نگرانی خود را نسبت به حذف «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر اسراییل» از شعارهای تظاهرات سیزده آبان ابراز کردهاند. آیا مخالفان دولت از فرصت تظاهرات سیزده آبان برای مخالفت با سیاستهای خارجی تثبیتشدهی جمهوری اسلامی بهره خواهند گرفت؟
سیاست خارجی تابع سیاست داخلی
سیاستشناسان بسیاری باور دارند سیاست خارجی هر کشوری تابع موازنهی قوا و منطق سیاست داخلی آن کشور است. بر این پایه، شماری از تحلیلگران غربی گفتهاند تمایل کنونی دولت محمود احمدینژاد به مذاکره با آمریکا و حل دیپلماتیک مناقشهی هستهای، تا اندازهای برخاسته از فشار اعتراضهای گسترده به نتیجهی دهمین انتخابات ریاست جمهوری و برای کسب مشروعیت در سطح بین المللی است. دولت جمهوری اسلامی خود اعلام کرده که بر خلاف سالهای پیش از زمامداری محمود احمدینژاد، ایران اکنون در چنان موقعیت بالایی است که میتواند بدون هراس از دست دادن موفقیتهای هستهای خود با کشورهای گروه پنج به اضافهی یک به مذاکره بپردازد و حتا امتیاز بگیرد.
پرسش اصلی اکنون این است که حرکتهای اعتراضی در ایران که به دست میرحسین موسوی، مهدی کروبی و محمد خاتمی، صاحبمنصبان بلندپایهی پیشین جمهوری اسلامی رهبری میشوند، چه خواستههای مشخصی در زمینهی سیاست خارجی دارند و برای تأمین خواستههای خود تا چه اندازه میتوانند بر دولت محمود احمدینژاد فشار وارد کنند.
خواستههای مبهم، حرکتهای ناهمگن
رهبران سهگانهی حرکتهای اعتراضی، تاکنون، به ندرت در زمینهی سیاست خارجی اظهار نظر مشخصی کردهاند. با این همه، چنین مینماید که در زمینهی مسألهی هستهای، رهبران این اعتراضها به طور مشخص هوادار سیاستهای دوران ریاست جمهوری محمد خاتمی هستند و تصمیمات کنونی محمود احمدینژاد را در تعارض با آن سیاستها و از میان برندهی دستاوردهای آن میبینند. مذاکرات تیم هستهای جمهوری اسلامی با کشورهای گروه پنج به اضافهی یک و نیز مذاکرات دوجانبهی ایران در یکم اکتبر در ژنو، معضلی جدی را برای رهبران مخالفان در ایران پدیدآورد.
پس از مذاکرات یکم اکتبر، میرحسین موسوی در دیدار با مهدی کروبی،مذاکرات هستهای در ژنو را «موجب حیرت» خواند و گفت «قول و قرارهایی که در ژنو داده شده، اگر اجرا شود، برباد دادن همهی زحمات هزاران دانشمند در کشور است و اگر اجرا نشود زمینهی اجماعی را برای تحریم گسترده علیه ایران ایجاد خواهد کرد.» بر پایهی این گفتهها به طور دقیق نمیتوان گفت که رهبران مخالفان در ایران آیا با مذاکرات هستهای و نیز مذاکره با آمریکا موافق هستند و آن را در مسیر تأمین منافع ملی ایران میبینند یا نه.
میرحسین موسوی در چهاردهمین بیانیهی خود پس از انتخابات سیاست هستهای محمود احمدینژاد را به «کنارهگیری از متانت و خردورزی» متهم کرد و دولتمردان کنونی را کسانی توصیف کرد که «حتا در تسلیم شدن و کرنش کردن افراطگرند.»
جدا از رهبران، مردم و گروههایی که در این اعتراضها شرکت دارند، به رغم یکدستی در مخالفت آشکار با نتایج اعلامشدهی انتخابات، دربارهی سیاست خارجی دیدگاه واحدی ندارند. برخی از تظاهراتکنندگان مخالف دولت در روز قدس، شعار «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» سر دادند. میرحسین موسوی و مهدی کروبی، بعدها از اینگونه «شعارهای افراطی» انتقاد کردند. محمد خاتمی، در سخنان اخیر خود گفته است: «اگر ما که به اصل نظام اعتقاد داریم، نتوانیم حرف بزنیم، دیگران که اعتقادی ندارند دست به عمل خواهند زد و نتیجهی عمل آنها چیزی نیست که مطلوب ما باشد.» بخش قابل توجهی از کسانی که در جریان اعتراضهای به انتخابات ریاست جمهوری شرکت داشته و دارند، خواستههایی فراتر از اصلاحات جزیی در چارچوب قانون اساسی و ولایت فقیه دارند.
انگیزههای مخالفان در بیان مبهم خواستهها
به نظر میرسد مبهم گذاشتن خواستهها به ویژه در زمینهی سیاست خارجی، تصمیم عامدانه و آگاهانهی رهبران مخالفان است. در درجهی نخست آنان به کشورهای غربی نه چشمداشتی دارند و نه اصولاً باور دارند که حقوق بشر و دموکراسی اولویت اصلی آن کشورها در تعامل با کشوری مانند ایران است. میرحسین موسوی در آخرین بیانیهی خود گفته است دولتهای خارجی «اگر لازم باشد با وجدانی آرام بر سر جنبش امروز ایرانیان پشت میز معامله مینشینند و به همان مقدار آزادی و توسعهی سیاسی که در کشورهای همسایه وجود دارد برای ملت ما قناعت میکنند.»
از سوی دیگر، ممکن است رهبران مخالفان تصور کنند برجسته و مشخص کردن خواستههای آنان، حرکتهای اعتراضی را آسیبپذیرتر میکند و دست حکومت را در سرکوب مخالفان بازتر میگذارد. در نتیجه طرح ابهامآلود خواستهها ممکن است روشی برای ایجاد مصونیت بیشتر برای حرکتهای اعتراضی به نظر برسد.
اما دلیل مهمتر شاید همان تنوع و ناهمگنی باشد که رهبران در طیفهای گوناگون مخالفان میبینند. از کسانی که به تغییرات و اصلاحات جزیی در سیاستهای جمهوری اسلامی خرسند خواهد بود تا کسانی که جز به تغییر قانون اساسی و الغای نهاد ولایت فقیه رضایت نمیدهند، در رشته اعتراضهای پس از انتخابات شرکت کردهاند. طرح مشخص خواستهها از جمله خواستههای مربوط به مناسبات ایران و آمریکا و نیز برنامهی هستهای میتواند شکاف میان طیفهای گوناگون مخالفان را ژرفتر کند و در نتیجه با تهدید انسجام و همبستگی ظاهری موجود، از توانایی رهبران برای هدایت این جریان بکاهد. آنچه احتمالاً برای رهبران مخالفان اولویت اصلی را دارد، تداوم اعتراضها و وحدت معترضان است.
غرب و چشمانداز به قدرت رسیدن مخالفان
تصمیمگیرندگان و تحلیلگران سیاسی کشورهای غربی نیز دربارهی جریانهای اعتراضی در ایران و دیدگاهها و خواستههای رهبران آن برداشت یکدستی ندارند. برخی میاندیشند که به قدرت رسیدن رهبران مخالفان تغییری بنیادی در سیاست خارجی جمهوری اسلامی پدیدنمیآورد. شماری دیگر بر این عقیدهاند که این دیدگاه تنها در صورت پیروزی میرحسین موسوی در انتخابات ریاست جمهوری ممکن بود صادق باشد. اما پیدایش بحران داخلی، شکاف در بدنهی حاکمیت و بالارفتن سطح اعتراضها و خواستهها، موجب شده که رهبران مخالفان اگر به قدرت برسند، ناگزیر سیاستهای متفاوتی را از آنچه در سی سال گذشته اتخاذ شده، در پیش بگیرند. این دسته میگویند پیروزی رهبران مخالفان اکنون به معنای محدودکردن قدرت تندروها، کاهش اقتدار ولی فقیه و به پس راندن نفوذ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است.
حاصل این سردرگمی و ابهام آن است که بیشتر تصمیمگیرندگان سیاسی در غرب نمیتوانند با اطمینان بگویند رسیدن به سطحی از توافق با دولت محمود احمدینژاد بر سر مناقشهی هستهای آیا به تقویت موضع مخالفان در ایران میانجامد یا مخالفان را تضعیف میکند. برخی میگویند این توافق ممکن است به محمود احمدینژاد که مشروعیت انتخابی و دموکراتیک موقعیت او در کشور زیر پرسش است، مشروعیت و ثباتی بین المللی ببخشد و در نتیجه به جریانهای اعتراضی در ایران آسیب برساند. اما گروهی دیگر نیز بر این باورند که توافقهای محتمل محمود احمدینژاد با غرب میتواند خطر حملهی نظامی به ایران را کاهش دهد و در نتیجه فرصتی طلایی به مخالفان هدیه کند که در روندی آرام و درونی به اعتراضهای خود ادامه دهند و خواستههای خود را پیگیری کنند.
همچنین فقدان خواستههای مشخص به ویژه در زمینهی مذاکره با آمریکا و توافق هستهای ایران و غرب، موجب شده که غربیان چشمانداز دستیابی مخالفان به قدرت را، دستکم در آیندهی نزدیک، چندان روشن نبینند. در نتیجه بسیاری از تصمیمگیرندگان غربی ترجیح میدهند مسألهی حمایت از حقوق بشر در ایران را از پروندهی هستهای جمهوری اسلامی جدا کنند و در مذاکرات هستهای با ایران، بر روی بحران داخلی چندان تأکید و تکیه نکنند.
به نظر میرسد تا زمانی که رهبران مخالفان دولت در ایران، دیدگاههای مشخصی را در زمینهی سیاست خارجی و مواضع جمهوری اسلامی در زمینهی پروندهی هستهای تدوین و اعلام نکنند، امکانی برای امتیازگیری از دولت محمود احمدینژاد هم نخواهند داشت. گرچه ممکن است در تظاهرات روز سیزده آبان شعارهایی مانند «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر اسراییل» از فهرست شعارهای بخش عمدهای از مخالفان دولت حذف شود، اما نبود سیاست روشن اعلامشده از سوی رهبران مخالفان دربارهی رابطه با آمریکا و جلب اعتماد بین المللی در زمینه بحران هستهای، از دیدگاه غربیان، وزن چندانی به شعارهای خیابانی نخواهد داد.
با این همه، گفتنی است که دولت محمود احمدینژاد نیز در پیگیری سیاست تازهی خود برای مذاکره با آمریکا و حل دیپلماتیک مناقشهی هستهای با دشواریهای عمدهای روبهروست. این دولت نگران از دست دادن هواداران تندروی خود در پی دستیابی به توافق با کشورهای غربی است و هراس از آن دارد که متهم به سازشگری و تسلیم شود. ظاهراً سیاست رهبران مخالفان نیز این است که تا اندازهای با تأکید بر افراطگری دولت محمود احمدینژاد، آن را به «کرنش» در برابر غربیان متهم کنند. اگر وضعیت به همین روال پیش رود، به نظر میرسد کشورهای غربی به ویژه گروه پنج به اضافهی یک ترجیح خواهند داد دربارهی حرکتهای اعتراضی داخل کشور، همچنان موضعی بیطرف و غیرفعالانه اتخاذ کنند و بیشتر بر سر توافق با دولت محمود احمدینژاد تمرکز نمایند.
