روحانیت دات کام
۲۴ اسفند ۱۳۸۸
روحانیان در عصر جدید با ابزارهای مدرن نخست با دودلی و پرهیز برخورد کردند. چقدر ناصرالدین شاه نیرو صرف کرد تا روحانیان را متقاعد کند تلگراف بوق یا صدای شیطان نیست. با انقلاب ایران این تصور در میان فقیهان جا افتاد که تکنولوژی غربی اساساً از قبیل «آلات مشترکه» است؛ هم میتواند به مصارف حلال شرعی برسد هم میتواند در جهت کفر و ضلالت به کاربرده شود.
اینترنت یکی از شاخصترین فراوردههای فنی غرب بود. اینترنت برای روحانیت، مانند خود غرب، کانونِ تمنا و در عین حال ترس شد. روحانیت زود دریافت که جهان مجازی هنجارشکن، اقتدارستیز و شهرآشوب است، با این همه نمیتوان از منافع آن چشم پوشید. روحانیت مهار اینترنت را دشوار و نیاز به آن را ناگزیر یافت. بنابراین، تنها با تأسیس نظامِ مهارکننده و محدودگر توانست بهرهگیری از اینترنت را مشروع قلمداد کند. برای ذهن سنتی، اینترنت مثل خود غرب است. غرب همانجاست که خورشید در چشمهی گلآلودش غروب میکند. غرب زادگاهِ غرائب و بیگانگیها و تاریکیهاست و با این همه، آتشفشان گدازههای تمنا و خواهش. اینترنت نیز جهانی است تاریک، ناپیداکرانه و سخت وسوسهگر.
کامپیوتری کردن علوم اسلامی
آیت الله علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، کامپیوتر را وارد قم کرد. مدت کوتاهی پس از انتصاب به رهبری، با اختصاص چندین میلیارد تومان بودجه، در سال ۱۳۶۸، آیت الله خامنهای، مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی را تأسیس نمود. این مرکز بخشهای گوناگونی چون تحقیقات، فنی، اطلاعرسانی، سازمان آموزش کامپیوتر نور و موسسهی خدمات کامپیوتری نور را زیر پوشش دارد. نخست مهندسان کامپیوتر از تهران به قم آمدند و شیوهی کار با کامپیوتر را برای جمعی محدود از طلاب تدریس کردند. سپس این مرکز خود عهدهدار خرید کامپیوتر و قطعات سختافزاری آن از کشورهای آسیای دور شد. به سرعت این مرکز به کانونی تجاری برای واردات کامپیوتر در ایران بدل شد؛ به شکلی که قم پایتخت کامپیوتر در ایران لقب گرفت.
نخست روحانیان نامدار و سپس عموم طلبهها به داشتن کامپیوتر و بهرهگیری از آن تشویق شدند و این مرکز با فروش قسطی و ارزانقیمت کامپیوتر به روحانیان کار آموزش کامپیوتر در قم را نیز پیش برد. متقاعد کردن و آشناسازی روحانیان با پدیدهی غریبی مانند کامپیوتر به هیج روی در آغاز آسان نبود. روحانیان در آن هنگام به درستی تصویری از فوائد کامپیوتر برای حوزهی علمیه نداشتند.
مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی به تولید نرمافزاری حوزوی پرداخت و فرهنگهای فقهی، تفسیری و رجالی الفبایی و موضوعی فراوانی در قالب سی دی ارائه کرد. مثلاً پنجاه و سه تفسیر شیعه، از تفاسیر منسوب به دوران امام یازدهم شیعیان تا امروز را در یک سی دی در دسترس نهاد و بسیاری را از جستوجوی کتابخانهای بینیاز کرد.
مدیریت دیجیتال حوزه
اما کامپیوتر نقشی پنهان نیز در حوزههای علمیه بازی کرد. آیت الله خامنهای با کامپیوتری کردن مدیریت حوزه، نظم نوینی را در آن برقرار نمود و پهنهی کنترل و نظارت دقیق خود را بر آن گسترد. نظام پرداخت حقوق ماهیانهی طلاب، ساختار بیمهی درمانی، اسکان و خدمات متفرقه به روحانیان، فرایند گزینش طلبهها، آموزش، امتحان و مدارج تحصیلی، مدیریت حوزهی علمیهی قم و تمرکز مدیریت همهی حوزههای سراسر کشور در آن، اعزام مبلغ و آموزشهای جانبی با کامپیوتری شدن مرکز مدیریت حوزهی علمیهی قم تحولی بنیادی یافت. کامپیوتری شدن حوزه، گرچه تا اندازهای نظام پریشان سنتی حوزهها را پایان بخشید، اما به شکلی تصورنکردنی همهی اجزا و عناصر حوزه را – از شبکهی مالی و اجتماعی گرفته تا ادارهی درونی حوزه – به حکومت وابسته کرد. بوروکراسی یا دیوانسالاری حکومتی حوزه، به ویژه با ایجاد معاونت گزینش و آمار مرکز مدیریت حوزهی علمیه، دستیابی نظام سیاسی را به خصوصیترین قلمرو زندگی فردی روحانیان آسان کرد. وزارت اطلاعات و نیز دادگاه ویژهی روحانیت از طریق همین معاونت رفتار و گرایش روحانیان را کنترل میکنند و به آسانی میتوانند با قطع حقوق ماهانه (شهریه)، باطل کردن معافیت تحصیلی از سربازی یا محروم کردن از دیگر خدمات و امتیازات، طلبهها را تحت فشار قرار دهند. ورود کامپیوتر به قم را باید سرآغاز دیوانسالاری مدرن در حوزه علمیه دانست.
اینترنت؛ وسواس و هراس ارتباط با جهان
از نیمهی دوم دههی هفتاد خورشیدی، اینترنت وارد حوزه شد و بر خلاف کامپیوتر به سرعت نیاز بدان در میان روحانیان احساس شد. ورود نسل جوان به حوزه یکی از اسباب سرآسیمگی نهاد روحانیت برای دستیابی به اینترنت بود. اما جدا از این، روحانیان بیدرنگ دریافتند که اینترنت وسیلهای برای ارتباط با حجاب با جهان است. در شرایطی که روحانیان برای رویارویی حضوری با جهان، چه کشورهای اسلامی چه کشورهای غربی، مشکلات فراوان ایدئولوژیک و عملی داشتند، اینترنت ابزاری بود که بدانها مجال میداد از ورای سیمها و نورها از کار جهان سردرآورند، بدون آنکه غرور یا کبر ایدئولوژیک خود را برای یادگیری حضوری زیر پا نهند. ارتباط حضوری با جهان مستلزم آوردن استادان به قم یا فرستادن طلبهها به خارج بود. هر دو اینها کنترل فضای فکری حوزه را دشوارتر و پیچیدهتر میکرد. از این رو، اینترنت راهی سادهتر، کمهزینهتر و مهارپذیرتر برای ارتباط با جهان بیرون قلمداد شد.
هم کامپیوتر هم اینترنت، انگیزهی نیرومندی برای نسل جوان حوزه در یادگیری زبانهای عربی و انگلیسی شد. زبان عربی حوزوی، در بهترین حالت به کار خواندن ناقص متنهای کهن میآمد و برای ارتباط با عربزبانان فرسوده و کند مینمود.
مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی در کنار موسسات دیگر حوزوی مانند موسسهی آل البیت متعلق به جواد شهرستانی، داماد و نمایندهی آیت الله سیستانی، تصمیم گرفتند خود عهدهدار خدمات اینترنتی شوند. در آغاز خطوط اینترنت، بدون فیلتر و کاملاً باز و آزاد در اختیار روحانیان قرار داده شد، ولی به سرعت خدماترسانان از پیامدهای دسترسی بیمحدودیت به اینترنت برای روحانیان نگران شدند. سیاست حوزویان بر این شد که خطوط اینترنتی مشتریان خود را محدود کنند و تنها خط باز و بیسانسور را در اختیار افرادی گذاشتند که خود میشناسند و از غلتیدن آنها به گناه یا اثرپذیری آنان از «شبهات» فکری و دینی نمیهراسیدند.
مانیتور ایمان
اما اینترنت فقط در حوزه نبود. کاربران اینترنت در سراسر ایران افزایش یافت. نه تنها راهی به سوی جهان بیرون گشوده شد که نظارت و مهار آن، اگر نه محال، دشوار مینمود که فضای تازهای پدید آمد که افراد بتوانند اندیشهها، هوسها، خیالها و رؤیای خود را در بالاترین شکل فنی و هنری بروز دهند. چهرهی تازهی از جامعهی ایران پرده برانداخت که تا آن هنگام نه تنها برای روحانیان که برای مسئولان نظام ایدئولوژیک جمهوری اسلامی نیز شناختهشده نبود.
«گناه» و «شبهه» دو فرزند نامشروع اینترنت تلقی شد که ایمان جوانان را تهدید میکند. آیت الله ناصر مکارم شیرازی، از مراجع تقلید جمهوری اسلامی در دیدار با جمعی از فرماندهان ردههای نمونهی بسیج گفت: «با وجود اینترنت، ماهواره و ایجاد شبهه در بین جوانان، ایمانِ آنها در خطر است».
روحانیان کوشیدند از یک سو، تا جای ممکن فضای بیشتری را در جهان مجازی اینترنت اشغال کنند و از سوی دیگر سخت در فکر یافتن سازوکارهایی برای مهار اینترنت افتادند. حجت الاسلام احمدینژاد، معاون اجرایی دفتر شبکهی جهانی نور در کنفرانس پنجمین نمایشگاه سراسری نرمافزار علوم اسلامی گفت: «ما به صراحت اعلام میکنیم که اینترنت نباید بدون محدودیت باشد؛ این دیدگاهی است که ما به آن معتقد هستیم و به آن افتخار میکنیم و هیچ باکی هم در این مورد نداریم. ما باید از کارهای مخرب جلوگیری کنیم؛ این وظیفهی دینی ماست… این کنترل به دو صورت قابل تحقق است: نخست با شناسایی کامل افراد و احراز مراتب تعهد آنها قبل از واگذاری خط و دیگری از طریق ایجاد موانع مناسب فنی. ممکن است کسانی بگویند ابزار آن را نداریم. پاسخ ما این است که ابزارش را هم میشود از این طرف و آن طرف فراهم کرد».
تقلید در عالم مجازی
با این همه، ارتباط با افراد برای روحانیان امری کلیدی است و اینترنت معجزهی تکنولوژی ارتباطی است. جدا از شمار فراوان سایتهای مذهبی که حوزهی علمیه و موسسات وابسته به آن برای تبلیغ تشیع و پاسخ به شبهات راه انداختند، به ویژه فقیهان دست در کار بر پاکردن سایتهای ویژهی خود شدند. سایت شخصی هر فقیه، مجموعهی فتاوای فقهی و نیز فعالیتهای مذهبی وی را به نمایش میگذارد. سایتها معمولاً چند زبانه هستند و سایت برخی مراجع حتا به نزدیک بیست زبان اطلاعات دلخواه را در اختیار کاربران اینترنت در سراسر دنیا قرار میدهد. تبلیغ دینی و رابطهی مقلد و مجتهد دگرگونی ریشهای یافت و دامان فقیهان سنتی محافظهکار را بیشتر به گردونهی جهانگیرایی (Globalizatation) کشیده شد.
ارتباط سریعتر و وسیعتر با مقلدان از طریق اینترنت فوائد دیگری هم داشت. برای نمونه، بسیاری از مراجع، درسهای خارج فقه و اصول خود را یا بر روی سایت خود منتشر یا به طور مستقیم از اینترنت پخش میکنند. این میتواند قوت علمی مجتهدان را نیز به رخ مخاطبان بکشد و در جذب مقلدان بیشتر کارگر افتد. اما ارتباط اینترنتی مهمترین فائدهاش برای مراجع، برقراری پیوند با مقلدان دور از دسترس در کشورهای مختلف جهان است؛ کاری که پیشتر باید با هزینهی بسیار از طریق ایجاد دفتر در پایتختها و شهرها صورت میگرفت و عملاً به شهرها و کشورهای معدودی محدود میشد. مقلد بیشتر به معنای پرداختکنندهی بیشترِ مالیاتهای مذهبی از شمار خمس و زکات است. بر این روی، اینترنت نقش بیمانندی در گسترش شبکهی مالی مراجع تقلید و جهانیکردن آن و در نهایت ثروتمندتر کردن مراجع تقلید داشته است. با اینهمه، رقابت میان مجتهدان و مراجع تقلید نیز فشردهتر و نزدیکتر نیز شده است. چندزبانه بودن سایت مراجع این امکان را به هر شیعه پایبند به مناسک دینی میدهد که گزینههای بس بیشتری از نسلهای قبل پیش برای تقلید روی خود داشته باشد و توانایی و آزادی فزایندهتری برای انتخاب مرجع تقلید خود پیدا کند؛ امری که به هر حال، کار مراجع را در جذب مقلد ناهموارتر و پیچیدهتر کرده است.
طلبه روی نت
با رواج اینترنت در ایران، وبلاگنویسی، یکی از فعالیتهای محبوب بسیاری از کاربران جوان اینترنت شد. روحانیان که وبلاگ را یکی از حجرههای خطرناک مدرسهی اینترنت قلمداد میکردند، کوشیدند با برنامهریزی پرهزینهای طلبهها را به نوشتن وبلاگ ترغیب کنند تا جبههای در برابر وبلاگهای «غیراخلاقی» یا «شبههساز» بیافرینند. مرکز پاسخگویی به شبهات دینی در حوزهی علمیهی قم «طرح آشنایی طلاب سطح سه با وبلاگ» را تهیه کرد و به اجرا گذاشت. در بسیاری از مراکز حوزوی از جمله در مرکز پاسخگویی به شبهات دینی و نیز مرکز جهانی علوم اسلامی واحدهایی برای آموزش اینترنت و وبلاگنویسی در برنامهی درسی گنجانده شد. موج تازهای از وبلاگهایی که طلبههای جوان در آن مینوشتند به راه افتاد تا ابزارهای تبلیغی اسلام با نیازهای زمان روزآمد شود. حاصل کار، در میان کاربران غیرحوزوی اینترنت چندان مؤثر نبود. این وبلاگها نه خارج از طیف حوزیان و بسیجیان مخاطبان فراوانی یافتند، نه اندیشههای تازهای را در برداشتند، نه بازتاب جهان واقعی درونی طلبهها و حوزههای علمیه بودند. معدود وبلاگهای موفق از آنِ کسانی بود که لزوماً در جهت سیاستهای جاری مرکز مدیریت حوزهی علمیه و دفتر آیت الله خامنهای نمینوشتند. علی اشرف فتحی، یکی از روحانیان جوان وبلاگنویس بود که به دلیل حضور در مراسم ترحیم آیت الله منتظری و نیز نوشتههایش در وبلاگ «تورجان» بازداشت شد و پس از مدتی با قید وثیقهی پنجاه میلیون تومانی از زندان رهایی یافت. با این همه، اینترنت برای بسیاری از طلبههایی که آرام و ساکت در جستوجوی راهی برای ارتباط با جهان بیرون بودند، ابزاری جادوانه بود. بسیاری از طلبهها از طریق اینترنت و آموزش زبان انگلیسی، با مطالعات اسلامشناسی غربی و عربی آشنا شدند، و شماری از آنها نیز ارتباطی مستقیم با استادان خارجی و مراکز تحقیقاتی خارجی یافتند و در این میان برخی هم از طریق اینترنت راه خود را به دانشجویی در دانشگاههای غربی باز کردند.
اینترنت و بحران فکری روحانیت
تجربهی بیش از دو دههی ورود کامپیوتر به قم و نیز حدود ده سال رواج اینترنت در میان روحانیان این شهر، نشانی جدی از تحولآفرینی این دو بر ذهن روحانیان ندارد. نگاه روحانیت به کامپیوتر و اینترنت، نگاهی یکسره ابزاری و از مقولهی «آلات مشترکه» باقی مانده است. اینترنت مانند سلاحهای پیشرفته، وسیلهای برای فتح جهان قلمداد میشود نه ابزاری برای برقراری رابطهی برابر یا آموزش واقعی. پویایی فکری روحانیت در قالبهای ایدئولوژیک جمهوری اسلامی ایستاده و فرورفته است. دیجیتال شدن دانشهای کهن، به دگردیسی در ساختار و روش فهم آن متون نینجامیده است. همچنان، بزرگترین نظریهپردازان عصر جدید روحانیت، روحانیانی هستند که هیچ بهرهای از کامپیوتر و اینترنت نداشتهاند و در عصر پیش از جمهوری اسلامی میزیسته و میاندیشیدند. شاید در کنار تلاش برای غلبه بر هراسآفرینی اینترنت، روحانیان با تملک آزمندانهی کامپیوتر و اینترنت، بیشتر خواهان به نمایش گذاشتن قدرت خود هستند؛ قدرتی که تا اندازهی باورناپذیری در قدرت سیاسی حاکم حل و ذوب شده است.



