سایهی انقلاب مخملی بر مذاکرات هستهای
۷ مهر ۱۳۸۸
نوشتهی زیر ترجمه انگلیسی مقالهای است که پیشتر در وبسایت موسسهی واشنگتن منتشر شده است. ترجمهی فارسی را علی ب. از سر لطف انجام داده و فرستاده است.
در حالیکه ایالات متحده بر نشست گروه ۲۰ و مذاکرات اول اکتبر با دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران متمرکز شده، تمرکز ایرانیان بر برنامههایی است که برای اعتراض متفاوت در روز قدس ترتیب دادهاند. تفاوت کلیدی این برنامه – همراه با تمرکز بیشتر ایرانیان بر بحران داخلی نسبت به مسایل بین المللی- عامل عمده ی پیچیدگی مذاکرات ایران و قدرتهای جهانی طی هفتههای اتی خواهد بود.
پیش زمینه
پس از انقلاب ۱۳۵۷، جمهوری اسلامی اخرین جمعه ی ماه رمضان را روز قدس نامید؛ برنامهای جهت اعلام همبستگی با فلسطینیانِِ مخالف موجودیتِ اسراییل و اعتراض به امریکا و اسراییل. روز قدس نمادی شد از تلاش های جمهوری اسلامی برای معرفی خود به عنوان رهبر جهان اسلام و سردمدارمبارزه با انچه توطئهی غرب و اسراییل علیه اسلام میخواند.
خامنهای؛ سایهی هراس از انقلاب مخملی بر مذاکرات
موضوع اصلی اختلافات هفتهی گذشته در محافل سیاسی ایران بحث بر سر روز قدس بوده است، نه مذاکرات هسته ای. این موضوع نه تنها نشانگر پیشی گرفتن امور داخلی بر مسایل خارجی است، بلکه اوضاع شکننده ی سیاسی ایران را نیز منعکس میکند.
آیت الهی علی خامنهای رهبر ایران، طی بیست سال گذشته، در رابطه با خطری که از جانب ” تهاجم فرهنگی غرب” جمهوری اسلامی را تهدید میکند، هشدار داده است. او گفته است که غرب به انقلاب مخملینی مشابه آنچه در چکسلواکی در سال۱۹۸۹ روی داد، دامن میزند؛ انقلابی که شاهد فروپاشی سریع دولتی به ظاهر آهنین بود. از دیدگاه خامنهای حوادث سه ماه گذشته در ایران شاهدی از غیب است برای اثبات نظرش. نخستین مراحل کارزار انتخاباتی موسوی که شخصیتی نه چندان فرهمند است موثر نبود؛ اما در مراحل پایانی کارزار و بهوپژه پس از مناظرهی تلویزیونی احمدی نژاد و موسوی ، صدها هزار نفر از مردم پر حرارت و علاقهمند به حمایت از موسوی پرداختند. ذهن توطئهاندیش ممکن است شواهدی از حمایت خارجیها از موسوی ببیند. اما در واقع، قدرتهایی بودند که از موسوی حمایت کردند؛ نه قدر ت های غربی که رییس جمهورهای پیشین ایران: خاتمی و هاشمی.
در عوض، خامنهای تصمیم گرفت امید اینان به پیروزی انقلاب مخملی را بر باد دهد. او دستور دستکاری در نتایج انتخابات را داد تا اشکار سازد که هیچ انتخاباتی در ایران اجازهی ایجاد تغییر در نظام را نمییابد. او سپس گام را فرا تر نهاد واز مواضع سیاسی احمدی نژاد حمایت کرد تا بلکه بتواند بر از اهرم ارعاب بهره گیرد.علاوه بر این، بارها به طرق مختلف به سرزنش معترضانی پرداخته که در مقابل او و نظامی که او رهبری میکند ایستادهاند.
در یک کلام میتوان گفت خامنهای بس که از انقلاب مخملی میترسید، خود بدان دامن زد.
احتمالا بازتاب تظاهرات مردم در ذهن خامنهای تاییدی است بر گفتههای مکررش دربارهی اینکه موضوع هستهای تنها بهانهای در دست غرب برای سرنگونی جمهوری اسلامی است. در دادگاههای نمایشی پس از انتخابات ۲۲ خرداد، مسئولیتهای گستردهای بر دوش دادستان برای کشف تبانی گسترده بین اصلاح طلبان ایرانی و دول غربی گذاسته شده بود. در این دادگاهها حتی جامعهشناسان کلاسیک المانی ماکس وبر و یورگن هابر ماس و همچنین دانشمند سیاسی انگلیسی جان کین متهم به تحریک اصلاح طلبان به براندازی رژیم شدند.
سپس خامنهای از این هم پا را فراتر گذاشت: وی ماه گذشته ضمن حمله به آموزش علوم انسانی اظهار داشت آموزش این رشتههای تحصیلی در دانشگاهها به ترویج شکاکیت در دین و اصول عقاید مذهبی می انجامد.
خامنه ای باور دارد علوم انسانی ابزاری استعماری در دست غربیها برای فتح مغزهای مسلمانان است.
در این شرایط ظاهراً رهبر ایران نگران است اگر موضوع هستهای حل شود، غرب دستاویز دیگری برای رسیدن به هدف راستین خود در تهاجم فرهنگی بیابد. برای او هرگونه سازشی در زمینهی برنامهی هستهای به منزلهی مشارکت در تلاش غرب در راه سر نگونی اوست. هر چقدر واشنگتن بر تمایلاش برای همکاری با خامنهای اصرار ورزد، او احتمالاً یک کلمهی آن را باور نخواهد کرد. رهبر ایران نشان داده که هیچ علاقهای به حل اختلافات عمدهاش با غرب ندارد.در خطبهی نماز جمعهی گذشته، خامنهای گفت دشمنی امریکا، انگلیس و صهیونیستها با ایران، مایهی غرور ملی است و این نباید موجب ترس ما شود و مجبورمان کند مقابل دشمن تسلیم شویم.
با این حال در یک مورد حق با رهبر ایران است: دولتهای غربی از کاهش قدرت تندروها در ایران و حرکت جمهوری اسلامی به سوی نظامی دمکراتیک خوشحال می شود.
پیامد های سیاسی
وحشت از انقلاب مخملین به همراه شکاف عمیق درون نخبگان ایرانی به شدت تلاش برای مذاکرات با ایران را دشوار کرده است . بر اساس دیدگاه خامنهای دربارهی غرب ممکن است مزیتهای اندکی در حل دیپلماتیک بن بست اتمی وجود داشته باشد. حتی اگر خامنهای مصصم شود که به غرب تعهداتی بسپارد – هیچ شواهدی برای این امر وجود ندارد- بهوجود اوردن اجماع بین نخبگانِ بهشدت پراکنده و منقسم ایرانی برای چنین تغییر جهت جسورانهای کار دشواری خواهد بود.
در نگاهی به اردوگاه تندروها : پس از هفتهها کش و قوس احمدی نژاد و مجلس بر سر گزینههای تصدی وزارت، گزارشها نشانگر نارضایتی عمیق نیروهای امنیتی ، سپاه و وزارت اطلاعات است که توسط احمدی نژاد پاکسازی شده اند. در چنین فضایی از سوء ظن متقابل و دشمنی، هر گونه ابتکاری برای مصالحه با غرب احتمالاً بخاطر زیر پا گذاشتن ارزشهای انقلابی مورد انتقاد قرار میگیرد.
بهر حال احمدی نژاد اشتیاق فراوانی دارد تا با مذاکرات بین المللی وجهه ی خود را بالا ببرد و خود را مطرح کند؛ همانطور که در نگارش نامه به رهبران کشورهای مختلف و پیشنهاد مناظره با اوباما چنین هدفی را دنبال میکرد. به نظر می اید هدف رییس جمهور ایران این است که با استفاده از هر فرصتی به ترویج عقاید اخرالزمانی و مخالفت غرب بپردازد. این کار در راستای عقیدهی او است که تبلیغات عرصهی اصلی پیکار اسلامگرایان افراطی با غرب است. احمدی نژاد شاید باور داشته باشد که غرب ممکن است به خواست ایران برای داشتن برنامهی هستهای تن دردهد؛ اما خامنهای چندان مطمئن نیست و بیشتر نگران جنبههای منفی مذاکرات بین ایران و غرب است.
علاوه بر این تندروهای ایران هویت غیر متعارفی دارند. آنها ممکن است به راهبرد مذاکره به شکلی غیر معمول پاسخ دهند. این احتمال وجود دارد که آنها نه از تهدیدها که از مشوقهای غرب بهراسند؛ زیرا معتقدند این مجموعه مشوقها که پیشنهاد تعاملات نزدیک را میدهد، ممکن است نقشهای برای بر اندازی نرم توسط گروههایی از جامعهی ایرانی مثل زنان، جوانان، بازرگانان و روشنفکران باشد. این گروهها بهشدت مورد غضب تندروها هستند. به هر ترتیب تندروهای ایران ممکن است از دورنمای حمله و تحریم غرب استقبال کنند، به این خاطر که می پندارند اینها باعث اجماع مجدد عمومی مردم ایران میشود.
اگرچه چشم انداز کنونی برای تعامل با ایران امیدوار کننده نیست، غرب گزینهای دیگر جز مذاکره با ایران ندارد. رهبران ایران ممکن است با وجود بی اعتمادی عمیق به غرب به این نتیجه برسند که نپذیرفتن پیشنهاد رییس جمهور محبوب امریکا ( اوباما) که اشکارا مشتاق گفت و گو با ایران است، قماری بزرگ خواهد بود. اضافه بر اینها اقتصاد ایران، از رکود اقتصاد جهانی و سیاستهای اقتصادی و ایدئولوژیک احمدی نژاد و تحریم های غرب ضربههای اساسی خورده است . همچنین تهدید اقدام نظامی اسراییل علیه ایران در پس زمینه همچنان نمودار است. با وجود این عوامل، هیچ کس نباید توهم داشته باشد که غرب میتواند تزلزلی دراین عقیدهی محکم تندروها بهوجود آورد که “غرب میخواهد جمهوری اسلامی را سرنگون کند.”



