آقای ایزدی! لطفاً خجالت بکشید
۴ شهریور ۱۳۸۸
آقای ایزدی
یادداشت شما با عنوان «دفاع از عالمان دینی» را در روزنامهی حیات نو اجتماعی خواندم. شما در این یادداشت به نوشتهی تحریفآمیز روزنامهی کیهان استناد کرده و نوشتهاید: «این مهدی خلجی را که در خارج نشسته و اینگونه اظهار نظر میکند، بعضی از طلاب میشناسند و احتمال میدهند که خروجاش از ایران، برای انجام مأموریتهای اینچنینی بوده باشد. خوشبینانهترین نگاه به وی این است که از جاهایی حقوق میگیرد تا علیه مخالفان دولت موضعگیری نماید.» و بعد از «رفقای محافظهکار» من در ایران نوشتهاید که ظاهراً منظورتان دار و دستهی آقای احمدینژاد یا آیت الله خامنهای است. همچنین از «همدستی مهدی خلجی با تندروهای محافظهکار داخلی».
در این باره چند نکته را یادآوری میکنم.
نخست. شما یا من را نمیشناسید یا روزنامهی کیهان را. به هر روی، ظاهراً اطلاعات عمومی شما ضعیف است و از نوشتهتان چنین برمیآید که کتابهای غیر درسی نمیخوانید. روزنامهی کیهان، مصاحبهی من با رادیوی آلمان (دویچه وله) را تحریفشده گزارش داد. من در یادداشتی متن مصاحبه را آوردم و گزارش تحریفشدهی کیهان را هم نقل کردم. شما به استناد گزارش کیهان به من حمله کردید و من را همدست محافظهکاران داخلی و بلکه از قول «طلابی که من را میشناسند» حقوق بگیر تندروهای ایران خواندید. بر فرض محال، گزارش کیهان درست باشد، هر کس با عقاید شما مخالف درآید، حقوقبگیر تندروهای ایران است؟ ممکن است لطف کنید و بگویید تفاوت میان شما و آقای شریعتمداری چیست؟ اگر هدف وسیله را توجیه کند چه حسین شریعتمداریِ ذوب در ولایت مطلقه فقیه و چه مصطفی ایزدی مرید آقای منتظری.
دوم. شما لحظهای فکر نکردید که اگر بشود به گزارش کیهان دربارهی گفتههای من استناد کرد، لابد در باقی موارد نیز میشود به کیهان استناد نمود؛ از جمله دربارهی اصلاحطلبان. شما که دستکم یکبار در روزنامهی اعتماد (هشت مردادماه)، روزنامهی کیهان را «دشمن حق» خواندهاید، چرا برای تهمت بستن به کسی که سخناش را نمیپسندید دست به دامان «جریدهی دشمن حق» شدهاید؟
سوم. از مقامات صدا و سیما بودهاید و در استانداریهای مختلف معاونت سیاسی – امنیتی را به عهده داشتهاید. اکنون نیز قلم در دست دارید و میتوانید در روزنامهی توقیفنشدهی وابسته به برادر رهبری بنویسید. تاختن و تهمت بستن به مهدی خلجی و مانند او که حتا دفاعیهشان را هم روزنامهای در ایران چاپ نمیکند، ساده است. کار دشوار را انجام دهید. بنویسید از آن عالمانی که اسلامشان هرگز با نقض حریم خصوصی، نهب مال مسلمانان و سفک دمای آنان به خطر نمیافتد. بنویسید از آیت الله صافی گلپایگانی که دربارهی برگزاری کنگرهی مولوی در مشهد هشدار میدهد و آن را محل ترویج مناهی و ملاهی میداند، ولی دربارهی احتمال تجاوز جنسی به دهها مرد و زن در بازداشتگاههای جمهوری اسلامی دم برنمیآورد. بنویسید از آیت الله سیستانی که از مواهب امنیت در جمهوری اسلامی برخوردار است، اما قتل صدها آدم او را به تأسف وانمیدارد. بنویسید از آن آقایانی که روزگاری در صدر مقامات قضایی بودند و ده ده به میدان اعدام میفرستادند و امروزه طرفدار حقوق بشر و «آخوند مدرن» شدهاند. بنویسید از آن دینداران متشرعی که در شهری روزه میگیرند و شب آرام سر به بالین میگذارند که زندان اوین و کهریزک دارد. بنویسید چگونه میشود کسی مرید آقای منتظری باشد و باور نکند آقای خمینی حکم قتل چند هزار انسان بیگناه را یکشب صادر کرد. از ریاکاری اصلاحطلبان در اظهار ارادت به آقای خمینی بنویسید و بنویسید چه چیز امروز هست که میراث بنیانگذار جمهوری اسلامی نیست؟ از جمله همین سنتِ تهمت زدن در روزنامهها که وجه مشترک شما و آقای حسین شریعتمداری است.
مهدی خلجی


